تبليغاتX
نا کجا آباد

..:: پناه می برم به خداوند صبح روشن ::..

 

امروزی بود , انگار !

روی تنت اما , واژه ساده تر می لغزید

مبتلا بودیم , اما در ابتدا !

تو جاده ای شدی به بی انتهایی زمان

راهی شدی به بی زمانی عشق

مسافر کوچکت من بودم

طعم هنوز می دهی , هنوز !

من اما , گم کرده ی دیار ِ سلام

رهگذران ِ خالی ِ هیچستان را به تماشا نشسته ام

و درختی , سایه ی سکوت بر سرم انداخته

ناکجای ِ آبادم ؛

رنگ روزهای رفته آبی نیست

تو خوب می دانی , من هم !

اما .. . به معجزه سوگند , برخواهم خواست

انبوه درختان ساکت را پشت سر می گذارم

که راه این نیست که می پیمایم !

 

.. .

امروزی بود , روییدی در من

تولدت مبارک !

 

 

 

+ ماندگار شد در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 19:18  به قلم صمیم